باسمه

نمی دانم چرا حالا که جبهه انقلاب این قدر قوی شده دوستان ما جا خالی می دهند! این از روح الله حسینیان و این هم از علیرضا قزوه که گفته است که دیگر شعر سیاسی نخواهد گفت تا افراد تندرو در نشریاتشان چاپ نکنند! البته گفته که همیشه با افتخار در کنار انقلاب و رهبری و مردم خواهد ایستاد ولی دوست ندارد نشریاتی که اهداف تندروانه دارند از شعرهایش سوء استفاده کنند.
در کنار این خبر، خبر تذکر گرفتن دوباره نشریه همت جالب بود. خوب البته قبلا توقیف شده بود. نشریه همت ناجوانمردانه عکس افرادی مانند آقایان جوادی و آیت الله امینی و طباطبایی و بعضی دیگر از افراد خیرخواه درون نظام را با عکس بزرگی از هاشمی رفسنجانی انداخته و عنوان بزرگ «همه یاران هاشمی» را جلویشان درج کرده. فکر می کنم این مصداق تندروی باشد که اعتراض خیلی ها را درآورد. فکر می کنم به هم مربوط هستند. تندروی های خودی ها به نظر شما چیست و چه ضررهایی دارد؟
غرض از نوشتن این پست هم ذکر درد دلی بود که برای استاد علیرضا قزوه ذیل مطلب آخر وبلاگش نوشته بودم. شما هم اگر می توانید بروید یک مطلبی بنویسید استاد را راضی کند دوباره شعر سیاسی بگوید.

«باسمه
سلام استاد
نمی خواهم تعارف کنم ولی همیشه پرمغز و نغز شعر گفته اید. استاد گرامی، شان شما اجل از این است که این افراد بخواهند از شما سوء استفاده کنند. واضح است که شما در اردوگاه مردان جنگ و جبهه و ولایت هستید و خواهید بود. شما چه بعدا شعر بگوئید چه نگوئید، چه سیاسی باشید و چه نباشید، چه بخواهید و چه نخواهید به خاطر همین هایی که تا به حال گفته اید دوستتان داریم.
بالاخره علیرضا قزوه پیش ما همیشه با همه فرق دارد. اهل حرف راست است. اهل تقواست. اهل دست گرفتن از جبهه مظلوم فرهنگی انقلاب است. این روزها که دلمان برای یکی دو تکه شعر واقعا هنری که حرف دلمان را زده باشد تنگ می شد یک سری به وبلاگتان می زدیم و محظوظ می شدیم. به هر حال هر چه کردید خدا خیرتان دهاد. مثل منی که شاید لیاقت شاگردی شما را هم ندارد خدمتتان عرض می کند دست محبتتان را از سر ما جوان ها نکشید. نشود حکایت این که «هر کس به طریقی دل ما می شکند» ... «از دوست بپرسید چرا می شکند؟».
این درست است که جبهه ای که خدا آن را دایر کرده است به وجود هیچ کسی وابسته نیست ولی به هر حال وجود کسی مثل شما آن را گرم تر می کند. خود خدای تعالی فرمود که یاریش کنیم. مگر خدا نیاز به یاری ما دارد؟
شما کاری به این افرادی که تندرو هستند نداشته باشید. برای فکر خودتان شعر بگوئید. نگذارید دو نفر فسقلی نعمت شعرهای شما را از سر فرزندان اهل بیت بردارند. آن ها کوچک تر از آنند که شما این قدر از دستشان عصبانی شوید. اگر آن ها تندرو هستند افراد خیرخواهی هم هستند که حرف هایشان را بر نمی تابند، شما برای آن ها شعر بگوئید. آن ها نیاز دارند. ما اگر ولایی هستیم باید به هر حال جلوی ان هایی که ضد ولایتند بایستیم.
به هر حال این تنها و تنها تمنای یک دوست دار همیشگی شما و انقلاب و شهدا بود.
به امید این که باز هم شعرهای آتشین نمکین سیاسیتان را بر سر کفار بکوبیم.
با اجازه (استقبال از شعر استاد است)

گوئیا قیامت کبراست
نه! هجوم سپاه سفیانی است

در سر اهل کوفه نامرد
فتنه ها آشکار و پنهانی است

کو زبانی که باز گوید راز
ظاهر اهل شام قرآنی است

کو دهانی که پر کند آواز
نیزه جای عزیز زهرا نیست

همیشه منتظر اشعار سیاسیتان هستیم ...
یا علی مددی»