چشم ‌های تنگ و تاریک شیطان دوباره خیره شده بود. امیدوارانه جمعیت را نگاه می کرد. می اندیشید که این بار فشار سنگین است و دروغ هایش پر نیرو‌تر از همیشه دل‌ها را فریفته. مصلحان متهم و مفسدان محق شده‌اند! مدت‌ها دروغ گفته بود که به اینجا برسد. آن قدر دروغ گفته بودند که خودشان هم باورشان شده بود. شیطان منتظر بود تا خونی ریخته شود. منتظر بود تا مردم را بشوراند. صبر و نصیحت نظام را ترس او جلوه داده بود. با آن که می دانست رهبر حجت را تمام کرده است و این فقط مهلتی است تا حرارت دروغ‌‌های انتخاباتیشان در دل مردم سرد شود.

همه آن هایی که مشکلی در کارنام‌یشان بود جمع شده بودند. بعضی‌ها فساد اقتصادی داشتند، بعضی‌ها فساد اخلاقی داشتند، بعضی‌ها حب جاه و مقام چشم‌شان را کور کرده بود و بعضی نیز فریفته حرف‌های به ظاهر دینی روشنفکران «مثلا دینی» را خورده بودند و همه این‌ها دست به دست هم داده بودند تا توده ملتی را با سوء استفاده از بی خبری‌شان اغوا کنند.

اگر با نیمه خالی لیوان این فتنه را ببینیم بعضی‌ها را می‌بینیم که به خاطر عدم نفرت از دشمنان خدا در این فتنه غلطیدند و سخت به حضیض رفتند و این‌جا جایی بود که خداوند به خاطر برگشتن‌شان از حق مجازات‌شان نمود و به فرورفتن در باطل دچارشان کرد. همین دوستانی که دور و برمان می‌بینیم و هنوز باورمندانه به دروغ‌های جماعت سبز می‌اندیشند مصداق همین توصیه قرآن هستند که «آیا گمان کردید که (به حال خود) رها می‌شوید در حالی که هنوز کسانی که از شما جهاد کردند، و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند، (از دیگران) مشخص نشده‌اند؟! (باید آزمون شوید؛ و صفوف از هم جدا گردد؛) و خداوند به آنچه عمل می‌کنید، آگاه است!» (توبه – ۱۶) پس زیاد شدن بازدیدکنندگان بعضی سایت‌‌های ضد اسلام و انقلاب عجیب نیست. چرا که نتیجه قطعی فتنه این است که آن‌هایی که به اصطلاح خود را اصلاح‌طلب می‌دانند به ورطه عناد و مخالفت می‌افتند و همرازشان را از افراد ضد دین و از دشمنان قسم خورده انتخاب می‌کنند.

بعضی فکر می‌کنند خیلی عجیب است که BBC برای زیر سؤال رفتن‌شأن مرجعیت دل بسوزاند! یا خیلی عجیب است که یک مرجع تقلید در Facebook با مقلدینش دیدار کند! عجیب آن‌هایی هستند که یک عمر دم از بی‌طرفی و دوری از سیاست زده بودند و ناگهان میان خیابان زیارت‌شان کردیم که با انگشتان هفت کرده شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه می‌دادند! «هر زمان آنان را به سوی فتنه بازگردانند، با سر در آن فرو می‌روند!» (نساء ۹۱) و باز عجیب‌‌تر آن‌هایی بودند که یک عمر از «دوری از خشونت» و «شوخی بودن تقدس خشم» سخن می‌گفتند ولی در بیانیه‌هایشان خشم مقدس سپاه عمروعاص را ستوده بودند! و باز عجیب‌تر آن‌هایی بودند که برای ۱۳ آبان بیانیه دادند و خود را یار امام می‌دانستند ولی یادشان رفته بود سخنی از دوست جدیدشان امریکا هم بر زبان برانند و عجیب آن بود که هیلاری کلینتون هم نماد سیادت به خودش چسبانده بود! و شده بود طرفدار خط امام و اسلام رحمانی موسوی!

دشمن بدبخت ما دل به حیله شیطان داده بود و امیدوار شده بود. هر چه باشد پس از سال‌ها ولو برای مدت کوتاهی توانسته بود دل بعضی‌ها را بدزدد. می‌خواست تمام این ۳۰ سال زجر و سختی‌اش را یکجا تلافی کند. اما خبر نداشت که چه خیانتی به خود می‌کند. فکر نمی‌کرد آخر کار این قدر برایش گران تمام بشود. نمی‌دانست شهدای زنده میان ملت ما فراوانند. شیطان تصورش را هم نمی‌کرد مردمان مؤمن ایران تا این حد تیزبین باشند و زود دست او را بخوانند.

از آن طرف هم بی‌تعارف بگویم؛ خیلی از ما قدر اسلام و جمهوری اسلامی را نمی‌دانستیم، خیلی از ما قدر رهبرمان را نمی‌دانستیم، و تا بحال چهره واقعی شیطان را ندیده بودیم. ما تازه روزی که شیطان با تمام وجود می‌خواست فرزندان این ملت را به جان هم بیندازد و تا ابد ریشه مسلمانی را خشک کند آن دندان‌‌های به هم فشرده از خشم‌اش را دیدیم۱ و این بزرگترین درس برای ما بود. مگر میراث امام و شهدا را می‌شود بذل و بخشش کرد؟ مگر خون دل علمای اسلام را می‌توان به حراج گذاشت تا یانکی‌‌های یاغی به کمک باغی‌‌های داخلی‌شان انقلاب‌مان را بدزدند؟ و مگر شیطان مالک اش‌تر را ندیده بود و نفهمیده بود که رهبر ما مالک اشتری است که از پس ۱۴ قرن دوباره ظهور کرده است؟ بله شیطان از آفرینش انسان تا امروز کور بوده است و برای همین است که فرمود «انَّ کید الشّیطان کانَ ضعیفاً». گذشت آن زمانی که علی(ع) مظلوم و تنها بود و بر منبر دست به دست می‌کوبید و «اَین مالک» سر می‌داد. گذشت آن زمانی که مولای ما باید بغض‌اش را با چاه در میان می‌گذاشت چون همراز دلسوزی در میان امتش نداشت. امروز همه ما همراز مولای‌مان هستیم و با یک غضبش کمر دنیایی را می‌شکنیم. گذشت آن وقتی که قرآن روی نیزه عقل‌ها را کور می‌کرد. امروز اوباما هم اسمش را حسین گذاشته بلکه اگر اسیر شد دخیل یا خمینی‌اش را باور کنیم! امروز معاویه عمراً جان سالم به در نمی‌برد.

اگر شیطان فتنه نمی‌کرد ما کی می‌توانستیم قدر رهبرمان را بدانیم؟ چه طور می‌فهمیدیم دلسوزترین و شجاع‌ترین زمان ما کیست؟ پس کی ما باید قدر خون شهدا و دل امام را می‌دانستیم؟ و خداوندا این شما بودید که با مبعوث کردن شیطان دوباره انقلاب را زنده کردید و خون در رگ‌‌های او دمیدید.

بی‌شک اگر در فتنه شکست می‌خوردیم کم‌ترین جزای‌مان حجاج بن یوسف علیه ما علیه بود. مگر فکر کرده‌اید فقط مالک اش‌تر بلد است پس از ۱۴ قرن دوباره بیاید؟ نخیر! حرمله هم پشت جهنم فتنه ایستاده تا در اولین فرصت گلوی علی اصغر را بدرد. عمر سعد همین حالا هم به دستان عباس نظر دارد و منتظر بریدن سر حسین(ع) است. اگر مواظب نباشیم روضه عاشورا ابدی می‌شود. این سنت خداست، اگر در فتنه پیروز شویم مثل شهدای کربلا اجرمان بزرگ و اگر شکست بخوریم مثل مردم کوفه جزای‌مان سنگین. این‌جا آخرالزمان است. خیلی وقت است حدیث امیرالمؤمنین(ع) در گوشم می‌پیچد که در فتنه آخرالزمان اگر به کوه هم پناه برید فتنه شما را در بر می‌گیرد. بالاخره باید آزمایش بدهیم تا پخته شویم و عزیز زهراء(س) به ما اعتماد کند. سال گذشته فقط یک مرحله از تربیت‌مان بود. امان از فتنه‌ای که قلب مؤمن را آب می‌کند. مهدی فاطمه (علیهما السلام) هم در اوج آن فتنه ظهور می‌کند. آن هنگام ظهور می‌کند تا قدرش را بدانیم.

۹ دی فقط روز پیروزی بر فتنه نبود، بلکه روز رشد ملت ایران و روز جشن بزرگ جهیدن به سوی ظهور بود. روز سربلند شدن در حرارتی بود که از مؤمنان پاره‌‌های آهن ساخته بود. و هنوز تا رسیدن به دولت یار فرسنگ‌ها فاصله داریم …

«بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست آورده‌اید، و تجارتی که از کساد شدنش می‌ترسید، و خانه هائی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‌تر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی‌کند!» (توبه ۲۴)