به نام خداوند مهربان

در دانشگاه ما (امیرکبیر) شاید ندانید که چقدر بحث تدفین شهدا گرم است. یعنی راستش را بخواهید داغ است!

در طول دو روز شنبه و یک شنبه در صحن دانشگاه بحث های زیادی شد و طیف های مختلفی از مخالفین ما را همراهی کردند. بحث های بسیار بسیار جالبی در گرفت که گفتم خوب است گزارشی تهیه کنم. تدفین شهداء هیچ برکتی نداشته باشد همینش خیلی خوب بوده که باعث شده ما یک مقداری در فضای آرام به بحث منطقی تر بپردازیم. بنده طبیعتا در همه ی مباحث شرکت مستقیم نداشته ام و به بعضی هاشان هم فقط گوش می دادم. ولی گفتم خوب است باز هم یک دسته بندی بکنم و ارائه بدهم.

مشکلاتی که ما در این مباحث به آن ها می پرداختیم دو جور بودند. یک سری از مباحث مربوط به سوء استفاده ی سیاسی از شهداء بود و یک سری هم به اصل جمهوری اسلامی بر می گشت. مشخص بود که اگر کسی با هر طرز تفکری (ولو یهودی و ارمنی!) به حفظ جمهوری اسلامی اعتقاد داشته باشد، با این مساله موافق است که شهداء در دانشگاه باعث ترویج روحیه ای می شود که به بقای همین جمهوری اسلامی کمک می کند.

فقط به اصلی ترین شبهه اشاره می کنم که این عزیزان می فرمودند که وجود شهداء باعث ورود شبه نظامیان به دانشگاه می شود. خوب به دو نکته توجه کنیم:

اولا در دانشگاه شریف با گذشت حدود سه سال چنین اتفاقی نیفتاد.

ثانیا آن شبه نظامیان فرضی شما، طبیعتا برای ورودشان به دانشگاه نیازی به وجود شهید ندارند. پس جلوگیری از ورود شهداء به این دلیل هم بی معنی است.

اما مباحث اصلی از آنجایی شروع می شد که مشکلات به جمهوری اسلامی وارد می شد. خلاصه از تمام جیک و پوک جمهوری اسلامی می پرسیدند تا بگویند که این جمهوری اسلامی ناحق است در نتیجه این شهداء هم بی خودی رفته اند شهید شده اند و یا (1)فریب خورده بودند و یا (2)خائن به ملک و ملت بوده اند. بنده نمی خواهم به ریز مشکلاتی که به جمهوری اسلامی وارد کرده اند اشاره بکنم ولی می خواهم با فرض مشکل دار بودن جمهوری اسلامی ورود شهداء را توضیح بدهم.

اما دو فرض را که مطرح شد بررسی می کنیم: فرض خائن بودن شهید! یک نفر خیلی بعید است که به خاطر این که بقیه را گول بزند برود خودش را به کشتن بدهد! یعنی اصلا منطقی نیست! آن هم 200 هزار شهید پاک دل جنگ! پس بیائید از این موضع بگذریم که بسیجیان دوران دفاع مقدس خائن به ملت بوده اند! یعنی با هیچ عقلی جور در نمی آید. اصلا مگر ملت در دوران دفاع مقدس چه کسانی بوده اند؟ همین بسیجی ها!

اما می رسیم به این حرف که این شهداء افراد فریب خورده ای بوده اند! طبیعتا این حرف به این معنی است که ملت ایران لااقل در زمان جنگ فریب خورده بوده اند که حاضر شدند 200 هزار شهید بدهند و آن طوری در جبهه ها مبارزه کنند! گذشته از این که این حرف خیلی مغرورانه و توهین به مردم ایران است باید بگویم با همین ادعای دموکراسی خواهی این عزیزان ادعا کننده جور در نمی آید. یعنی بالاخره نفهمیدیم که رای مردم در پیش این عزیزان تعیین کننده است یا نه؟ حالا چه فریب خورده باشند چه نه. شما می خواهید جلوی خواست عمومی مردم بایستید و آنها را فریب خورده معرفی کنید و بعد هم بگوئید که دموکراسی خواه هستید؟ این ها با هم قابل جمع نیست. تازه بنده خدمت شما عرض می کنم روزی که مردم برای انقلاب قیام کردند روز 15 خرداد 1342 بود که یک مرجع تقلید را گرفتند وگرنه مردم امام خمینی را به این معنی حالا ابدا نمی شناختند. تمام این انقلاب هم از مساجد آغاز شد و مردم با بازرگانی نماندند که اسلام را برای ایران می خواست بلکه با امام خمینی ای ماندند که ایران را برای اسلامی می خواست.

حالا ممکن است بگوئید مردم حالا با مردم آن موقع فرق دارند و دیگر این شهداء را نمی خواهند! بنده هم باید عرض کنم که بالاخره هر شهیدی ترویج کننده ی هدفی است که به خاطر آن جان خود را از دست داده است. فرض کنید به جای این که شهدای هشت سال دفاع مقدس را بیاوریم و دفن کنیم بیائیم مثلا کشته شدگان اپوزیسیون جمهوری اسلامی را دفن کنیم. به نظر شما ملت ایران چنین کاری را از دانشگاهیان تحمل می کرد؟ به نظر شما این کار ترویج کننده ی آرمان های همان جریان نمی بود؟ آیا آن هایی که واقعا به آن راه اعتقاد دارند از این کار استقبال نمی کردند؟ شاید همان هایی که می گویند دانشگاه قبرستان نیست از این کار استقبال می کردند؛ البته استنتاج درستی می بود با پایه های غلط. یعنی ترویج کننده بود ولی ترویج کننده ی آرمان های اشتباه.

پس هیچ کسی نمی تواند منکر تاثیر شهدای یک راه در ادامه ی آن راه بشود. هیچ کس نمی تواند منکر مؤثر بودن تدفین شهداء در دانشگاه در جهت ادامه ی آرمان های شهداء که حفظ همین جمهوری اسلامی است بشود. اما همان طور که عرض شد امروز ملت ایران راه مقاومت و سربلندی را پیش گرفته است و می خواهد شهداء را در پیشانی زندگیش ببیند و به آن ها اقتدا کند. آن فرزندان شهیدی که احیانا پشیمان از راه پدرانشان هستند مالک آرمان های شهداء نیستند بلکه مالک واقعی آن آرمان های ملت رنج دیده ی ایران است که هرگز حاضر نیست دست به تدفین کشته شدگانی بزند که در راهی غیر از راه اسلام و نظام اسلامی کشته شده اند. این را هیچ دید واقع گرایی نمی تواند نفی کند.

ای کسانی که دموکراسی خواه هستید به خواست ملتتان احترام بگذارید. برای اراده ی ملتی که راه مقاومت را پیش گرفته ارزش قائل شوید و به آن ها بپیوندید که خداوند تعالی می فرمایند «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنْتُمْ تُوعَدُونَ». از امام حسین علیه السلام یاد بگیریم که هرگز حاضر نشد ذره ای در مقابل زور کوتاه بیاید و این شهداء همگی به او اقتدا کردند. این راه همان راه حسین علیه السلام است.

تمت

پی نوشت:

-         در مورد این که آیا حقانیت یک نظام اسلامی به رای اکثریت (50 درصد به اضافه ی 1) است یا نه در مجالی دیگر بحث خواهم کرد ان شاء الله که موضوعی مربوط ولی جداگانه است.