علی الله یاری عزیز دو تا مطلب نوشته برای آزادی جاسوس‌ها (+ و +گفتم به این بهانه یک مقایسه‌ای انجام بدهیم بین سیاست خارجی احمدی‌نژاد و سیاست خارجی مد نظر لاریجانی و قالیباف و رضایی و البته هاشمی رفسنجانی.

ایمیلی رد و بدل شد با علی که دو بخشی بود:
  1. اولین نکته مثبت آقای احمدی نژاد که در این سفر نیز متبلور بود در نظر داشتن اهداف و آرمان‌های جهانی برای انقلاب اسلامی و برای ایران است. از تلویزیون شنیدم که احمدی‌نژاد شجاعانه گفت که ایران برای اداره دنیا برنامه دارد. این بسیار کار مبارکی بود و نشان از عمق درک وی از اولویت‌های انقلاب داشت. هرگز از امثال قالیباف و رضایی و لاریجانی چنین حرف ارزشمندی را نشنیده‌ایم (و نخواهیم شنید). این‌ها مرد راهبرد و راهکار و سیاست و ... هستند نه مرد آرمان‌های بزرگ. مدیران جزء هستند که فقط بلدند حرف رهبری را تکرار کنند نه سردارانی که شجاعانه ابعاد مختلف حرف رهبرشان را درک نموده و برای آن مبارزه می‌کنند.
  2. دکتر احمدی‌نژاد برای به اجرا رساندن آن دکترین جهانی هرگز از زورگوهای دنیا نمی‌ترسد. ما کجا دیدیم امثال آقای قالیباف و رضایی به جای متهم کردن دولت به ماجراجویی از حرکت‌های شجاعانه و دلیرانه‌ی آن در له کردن امریکا و انگلیس تقدیر کنند؟ اصلاً کجا دیده‌ایم فارغ از تعریف از دولت با درک قدرت اسلام و ایران مفتخرانه بگویند اسرائیل یک رؤیای نابود شده است؟ باز هم این‌ها را ندیده‌ایم و نخواهیم دید.
  3. سومین خصوصیت احمدی‌نژاد در سیاست خارجی‌اش این است که مسائل ظاهراً خرد را در پازل بزرگتری که نزدیک به گفتمان امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) است می‌بیند. به انرژی هسته‌ای صرفاً به عنوان یک مقوله تکنولوژیک مورد نیاز ملت ایران نگاه نمی‌کند بلکه آن را یک مبارزه تمام عیار میان اسلام و غرب می‌بیند که عقب نشینی از آن یعنی شکست اسلام و به معنی شرک به خدا و شک به وعده‌های اوست. این دیدگاهی است که خمینی کبیر به ملت ایران یاد داد و باز هم آقای دکتر در رفتارهای سیاست خارجی‌اش این مشهود است. و باز مشهود است که آقایانی که زمان مذاکرات حسن روحانی (که حاضر شده بود هرگونه کولی به غرب بدهد) صدایشان درنیامد امروز نیز از آرمان‌خواهی دولت دفاع نمی‌کنند.
  4. چهارمین خصوصیت مثبت در سیاست خارجی آقای دکتر نزدیک دیدن ظهور و امیدواری فراوان به ختم بخیر شدن داستان جهان به زودی زود است. حدیث است کسی که ظهور را نزدیک نداند قلبش قسی می‌شود. این نزدیک دیدن و این امیدواری فراوان باعث امیدواری و شجاعت و از خودگذشتگی بیش از پیش ملت ایران شده است. باز هم این چیزی است که هرگز در آقایان تا این حدش را سراغ نداریم.
اما با این وجود اشکالاتی که شما ذکر کردید از کجا ناشی می‌شود؟ چرا احمدی‌نژاد در سخنرانی‌هایش اگرچه کاری می‌کند که نمایندگان اروپا و امریکا سالن را ترک کنند ولی صحبت‌هایی بعضاً ملاطفت آمیز می‌زند و رفتارهایی از جنس آزاد کردن جاسوسان امریکایی انجام می‌دهد؟ آیا واقعا احمدی‌نژاد می‌خواهد از سنخ اصلاح‌طلبان با امریکا لاس‌زنی کند؟ پس این کوچک‌شمردن دشمنی که آقا میگویند منظورشان چیست؟
پاسخ اینجاست که متأسفانه آقای احمدی‌نژاد دلیل اصلی بد بودن امریکا را حمایت آن کشور از اسرائیل می‌داند. یعنی درک ایشان از مقوله‌ای چند وجهی به نام امریکا عمدتاً به مسائل سیاسی ختم می‌شود و منجر به تلاش بیهوده وی جهت جدا کردن اسرائیل و امریکا می‌شود. این در حالی است که اسرائیل زائیده فرهنگ متجاوز امریکایی است. جای پای اسرائیل در قلوب مردمانی در خاورمیانه است که مجذوب یا مرعوب امریکا شده‌اند و اصلی ترین دلیلی که حضرت امام امریکا را شیطان بزرگ نامیدند این بود که بعضی‌ها خواب امریکا را می‌بینند و باید خدا بیدارشان کند! هر چه می‌کشیم از امریکادوستی و مجذوب زرق و برق آن شدن است. نابودی اسرائیل در حقیقت نماد شکستن این تفکر غلط در قلوب مسلمین است چرا که هرگاه مسلمین بتوانند بر تکیه‌یشان بر غیر خدا غلبه کنند آن روز روز مرگ اسرائیل (به نمایندگی از تمام جهان کفر) خواهد بود ان‌شاءالله تعالی.