برخی از دوستان نامه‌ای نوشتند تا به سانسور سفر احمدی‌نژاد به مصر به دلیل مسائل داخلی واکنش نشان بدهند که بنده نیز زیر آن را امضا کردم ولی پس از انتشار نامه به این نتیجه رسیدم که امضای نامه اشتباه بود.برای دوستان به عنوان کسی که نامش زیر این نامه خورده است توضیحی فرستادم که اینجا هم منتشر می‌کنم، البته تأکید می‌کنم که دوستان بدقولی نکرده بودند و بنده بعداً به این نتیجه رسیدم:

بنده هنگام امضای نامه به دوستان چند توصیه کردم که متأسفانه جدی نگرفتند و بنده با خیال این که تأثیر می دهند نامه را امضا کردم. اولین توصیه این بود که حتماً در نامه صراحتاً قید کنند که این نامه قرار نیست دست آویزی برای تأیید یا تکذیب رفتارهای رئیس جمهور در روز یکشنبه در مجلس باشد چون این دقیقاً همان اشتباهی است که طرف مقابل در سانسور کردن موفقیت های احمدی نژاد در مصر به خاطر مسائل داخلی کرده است که متأسفانه علی رغم تأیید اولیه دوستان بعد از انتشار نامه گفتند اتفاقاً می خواسته اند روی همان دعوا تأثیر گذار باشند!

نکته دیگر بنده این بود که بنده گفتم اگر می خواهید بیانیه ای بدهید باید تصویرتان از آقای دکتر کامل باشد یعنی لازم نیست همه چیز را بگوئید ولی تصویر یک فضای احساسی درست نیست. حتی اگر می خواهیم فقط وارد بحث سیاست خارجی هم شویم باید نقدها یا حداقل تردیدها و مطالبه های مان را بگوئیم. مثلاً موضوع کم کاری در بیداری اسلامی مسأله بسیار مهمی است که به نظرم رهبر انقلاب نسبت به عدم فعالیت کافی رئیس جمهور در آن اعتراض دارند. دیدیم که رئیس جمهور در سخنرانی 22 بهمن هم صحبتی از این موضوع مهم و این دستاورد عظیم نکرد. رفقا می گویند خوب حتماً رئیس جمهور دلائلی درباره عدم ورود جمهوری اسلامی به وقایع منطقه داشته و ما خبر نداریم و درباره چیزی که خبر نداریم نباید صحبت کنیم. این در حالی است که اولاً اگر در موضوعی به این اهمیت مطالبه یا تردیدی داریم در همان سطحی که تردید هست باید بگوئیم تا تصویری مخدوش ارائه نشود ثانیاً کم شدن حمایت آقا از سیاست خارجی دولت هم کاملاً محسوس است. ایشان در شهریور 90 حتی از سیاست خارجی دولت هم تعریفی نکردند. متأسفانه دوستان این مورد را هم لحاظ نکردند.

آقا در سخنرانی طلایی و بسیار مظلوم شهریور 90 + در اولین تذکری که به دولت می دهند مسأله لزوم از دست ندادن موضع نسبت به امریکا را هشدار دادند و گوش زد کردند: «خود این هم كه شما در مقابل قدرت فائقه‌ى ظاهرىِ استكبار - كه امروز مظهرش آمریكا و صهیونیسم بین‌المللى و جهانى است - مى‌ایستید، ارزش ایجاد میكند؛ خود این محبوبیت ایجاد میكند؛ خود این در دل ملتها امید به وجود مى‌آورد و پرورش میدهد؛ این را نباید از دست داد. مراقب باشید در روشها، در اظهارات، در نوع برخورد، در نوع عملكرد، از این شعارها تجاوزى صورت نگیرد.»

نهایتاً بنده علی رغم تأیید اولیه در حال حاضر اعتقادی به درستی امضای نامه ندارم و اگر ممکن بود نام خود را از لیست امضا کنندگان حذف می کردم تا ان شاء الله آن دنیا مدیون شهدا و امام نشوم.

صد البته بگویم اشتباهی که دوستان در تنظیم و امضای این نامه کردند هرگز با خطای بزرگ عمده رسانه ها در بایکوت کردن احمقانه و یا ناجوانمردانه سفر احمدی نژاد قابل قیاس نیست. اعتقاد هم ندارم که خیانتی که رسانه ها در زدن احمدی نژاد از اردیبهشت 90 به اسلام و انقلاب کردند با این طور نامه ها قابل جبران است. آب رفته به جوی بر نمی گردد. خنجر را تا دسته با تمام وجود و با تمام امکاناتی که در دست دارند در جان احمدی نژاد فرو کرده اند آن وقت انتظار دارند در تریبون های رسمی ازشان انتقاد هم نکند و اگر بکند می شود مصداق تفرقه آفرینی و مشکل آفرینی. می ترسم ماجراجویی این گروه باعث تودهنی خوردن نظام از فردی مثل مشایی بواسطه رأی مردم بشود.

    نویسنده: محمد مهدی میرزایی پور     -