یا

یادداشتی درباره این‌که چرا احمدی‌نژاد یک اسطوره است؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اول؛

واقعاً متأسفم از فضای مبتذلی که پس از صحبت‌های آقا در مشهد در میان سایت‌های به اصطلاح اصول‌گرا اتفاق افتاد و تلاش بر این شد که بیایند مثلاً خوبی‌ها و بدی‌های احمدی‌نژاد را بشمارند و بگویند او مثلاً 10 تا خوبی دارد و 20 تا بدی و بعد مثل بچه‌ها سعی کنند بگویند با توجه به بزرگتر یا کوچک‌تر بودن تعداد بدی‌ها از خوبی‌ها، احمدی‌نژاد و دولت او مجموعاً بد یا خوب بوده است!

البته فضای رسانه‌ای ما بسیار مبتذل‌تر از این است. اخلاق رسانه‌ای و فرهنگ سیاسی در طول دو سال اخیر توسط رسانه‌هایی که با بیت‌المال اداره می‌شوند متأسفانه واقعاً تنزل پیدا کرده است.


دوم؛

نمی‌دانم تابحال دقت کرده‌اید؟ ما ایرانی‌ها عمدتاً به جای این‌که فکر کنیم یک کاری کار خوبی بوده یا نه فکر می‌کنیم که عامل آن آدم خوبی بوده یا نه؟ شاید فکر کنید این روش تفکر اشتباهی است ولی اتفاقاً این نشان دهنده دینی بوده جامعه ماست. افراد در جوامع مدرن بوروکراتیک فکر می‌کنند یعنی این طور هستند که همه آدم‌ها مثل هم جاه‌طلب و دنیاطلب تلقی می‌شوند و این ساختارها و سیاست‌هایی که توسط آن فرد تدبیر می‌شوند مهم اند. حالا یا جواب می‌دهند یا نه. اگر ندادند می‌رویم یک نفر دیگر را انتخاب می‌کنیم.

این در حالی است که در دین ما برکت به نیت خیر نسبت داده شده است. خداوند تعالی می‌فرماید اگر گناه نکنید برکات را از آسمان و زمین به سوی شما فرو می‌فرستیم (اعراف - 96). واقعیت این است که کارآمدی را هم باید در نیت‌ها دید نه در عملکردها. هر کسی جز این فکر کند یک تفکر مدرن دارد. امروز متأسفانه این طرز تفکر خطرناک مدرن بر انتخابات ریاست جمهوری سایه انداخته است. از آن طرفش هم کسی که کارآمد نیست یعنی نیتش خیر نیست. این دیدگاه در مقابل دیدگاهی که مثلاً رسیدن به «تئوری اداره اقتصاد اسلامی» را راه حل مشکلات می‌داند هم قرار دارد؛ راه حل اصلی ما زمام‌دار صالح است و به همین دلیل است که انقلاب اسلامی با تمام فراز و فرودهای این سی و چند سال هر روز به واسطه رهبری و مردم خیرخواهش پیشرفت کرده است. واقعیت آن است که متفکرین غربی به جای خلق تئوری سال‌ها پس از اداره حکومت توسط سکولارها و لائیک‌ها در حقیقت کارهای آنان را تئوریزه کرده‌اند.

اگر می‌خواهیم نقاط قوت و ضعف احمدی‌نژاد را بررسی کنیم باید نیت او را بررسی کنیم. این معیار اگر تنها معیار نباشد مهم‌ترین معیار هست. حتی می‌توان ادعا کرد بدون فهمیدن این مسأله نمی‌توان برآوردی از کارآمدی یا ناکارآمدی دولت او ارائه داد و هر کسی چنین ادعایی بکند غیر دینی (و صد البته اشتباه) فکر کرده است.


سوم؛

اینجا تازه آغاز بحث است؛ چطور می‌شود نیت شخص را فهمید؟ حتی خود اشخاص درباره این‌که خیرخواه یا بدخواه هستند بعضاً دچار اشتباه می‌شوند (بقره - 11). چه برسد به ما که راهی به درون افکار افراد نداریم. امروز که همه مفاهیم حتی جبهه و جنگ و عاشورا و خط امام و ولایت و احساس تکلیف و عدالت و اخلاص و خدمت و حتی استکبار ستیزی و ... را مبتذل کرده‌اند و همه اهل فن استفاده از این کلمات شده‌اند چگونه باید نیت‌ها را تشخیص داد؟


چهارم؛

ولی واقعیت این است که همه چیز هنوز دست‌مالی نشده. احمدی‌نژاد هنوز حرف‌هایی می‌گوید که دیگران نه می‌فهمند، نه جرأت گفتنش را دارند و نه اعتقادی به آن دارند و بعضاً بسیار هم مخالف آن هستند. حرف‌هایی که محتوای اصلی انقلاب اسلامی هستند. حرف هایی که می توان از دل آن ها خیرخواهی احمدی نژاد را لااقل فهمید. واقعاً در حال حاضر کدام نامزد انتخاباتی اصطلاحاً حزب‌اللهی هست که این حرف احمدی‌نژاد را - که هنوز بارها و بارها تکرارش می‌کند - بگوید که «دنیای غرب و قدرت‌های فاسد جهانی و نظام حاکم بر جهان به بن‌بست رسیده اند و به زودی فرو خواهند پاشید»؟ + چه کسی هست که بتواند در سازمان ملل هشت بار فریاد ملت ایران را به جهانیان برساند و با قدرت بگوید که «شبکه صهیونیسم جهانی شبکه‌ی به هم پیوسته رسانه‌ای و مالی و حکومتی تشکیل داده که باید شکسته شود؟» +  و این را به عنوان هدف جهانی انقلاب اسلامی و بلکه بشریت معرفی کند؟ یا چه کسی است که بگوید رؤیای اسرائیل تمام شده است؟ یا چه کسی است که به جای این که مدام بگوید ما تکلیف مداریم که بیائیم در صحنه ولو این که رأی نیاوریم واقعاً به مردم و انتخاب آن ها و نقش آن ها در پیشبرد نهضت جهانی اسلام اعتقاد داشته باشد؟ یا چه کسی است که خلاص کردن اقتصاد کشور از ربا را از اهداف اصلی اقتصادی اش بداند؟ این حرف‌ها سند خیرخواهی احمدی‌نژاد است هر چند که اشتباهاتی هم داشته و هم دارد.


پنجم؛

اصلاً فرض کنیم احمدی‌نژاد دروغ می‌گوید و به صورت پنهانی دنبال سازش است؛ باز مشکل حل نمی‌شود. نامزدهای امروز انتخابات حتی این حرف‌ها را به زبان هم نمی‌آورند. در حضور همین نامزدهای به اصطلاح حزب‌اللهی به طرح مسأله هولوکاست تاخته می‌شود و موضعی صریحی علیه باند سازش گرفته نمی شود یا صراحتاً صحبت از سازش با دنیای غرب گفته می‌شود و واکنش محکمی دیده نمی‌شود. بله حتی بلد نیستند ادای احمدی‌نژاد را دربیاورند!

آقایان به اصطلاح حزب اللهی حاضر در عرصه! لطفاً از انتخابات کناره‌گیری کنید و بروید یک نفری را پیدا کنید که واقعاً به این حرف‌ها اعتقاد داشته باشد. اصلاً هم لازم نیست از دار و دسته احمدی‌نژاد باشد. وقتی نمی‌بینیم دنبال برآورده کردن این آرمان‌ها باشید به ما حق بدهید به هدف‌تان به طور کامل خوش‌بین نباشیم. البته غیر حزب اللهی هایش که جای خود دارند!


ما نخواهیم گذاشت سیاسیون انقلاب اسلامی را از محتوایش تهی کنند.



پی نوشت:

در پست جداگانه ای در برشمردن تفاوت های امثال دکتر الهام و سردار نقدی و سعید قاسمی - به عنوان ذخایر انقلاب - با آقایان لنکرانی و زاکانی و ... تمام این گزاره ها و نمودهای عینی اش را توضیح خواهم داد.

    نویسنده: محمد مهدی میرزایی پور     -