یا

رهایی از امپراطوری دروغ، تحجر و غرور


بسم الله الرحمن الرحیم

واقعیت این است که سناریوهای مختلف را که در نظر می گیریم بهترین سناریوی ممکن همین اتفاقی بود که اکنون افتاد. یعنی انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری با این میزان از آراء.

اضلاع مختلفی در این انتخابات شرکت داشتند. اصولگرایان که قالیباف نماینده شان بود بر کوهی از دروغ های ساخته و پرداخته رسانه های بیت المال بالا آمده بودند و عملاً طی دو سال گذشته با تصور حذف هاشمی از معادلات سیاسی کشور سعی کردند به حذف تنها رقیب باقی مانده یعنی احمدی نژاد به هر طریقی دست بزنند و در این راه از هیچ نامردی دریغ نورزیدند. علاوه بر نثار تهمت های بسیار سنگین و فراوان در سطح رسانه ای دست به جلوگیری از فعالیت دولت توسط بازوهای موجود در مجلس و قوه قضائیه و دیگر نهادها زدند و یک ائتلاف سنگین را علیه دولت شکل دادند. سرمایه گذاری وسیعی جهت بی آبرو کردن دولت شکل دادند. افرادی که تا پیش از سال 84 گمان می بردند هرگز رأی نمی آورند (مطابق اظهار نظر صریح شخصیت های راست آن موقع) امروز با توهم رأی آوری یک چیز توهمی به نام گفتمان اصولگرایی وارد انتخابات شدند. اگر خدای ناکرده این گروه با این روش الیگارشیک و سلطنت طلبانه شان رأی می آوردند امپراطوری سناریوسازی و دروغ گویی در کشور شکل می گرفت. بدعت بسیار خطرناکی که اصل انقلاب را تهدید می کرد. البته مردمی که به آقای قالیباف رأی دادند و برخی از حزب اللهی ها که برای حفظ جایگاه ولایت فقیه به ایشان رأی دادند از این اتهامات دورند. بحث جریانی است که می خواست بالا بیاید. (نوشته سجاد صفار در این باره جالب است +) این افراد به زودی بر سر سهم شان از کابینه شروع به بحث با رئیس جمهور جدید خواهند کرد و در حالی که تا دیروز به زور احمدی نژاد را از دایره انقلاب بیرون می کردند امروز سعی دارند روحانی را داخل دایره معرفی کنند! این قدر هم بی عرضه هستند که به محض این که فهمیدند رقیب قدر است سعی کردند حذفش کنند +.

گروه دومی که در این انتخابات شرکت داشتند گروه های مختلفی بودند که پشت سعید جلیلی جمع شدند. این گروه - ضمن احترامی که برای نیت های خیرشان قائل هستم - متأسفانه در حال تبدیل کردن کشور به امپراطوری تحجر بودند. حکومتی که در آن ولایت فقیه یک عنصر خشن و غیرقابل تعامل معرفی می شود که کوچک ترین تخطی از اوامر آن مساوی با ارتداد است. حکومتی که رئیس جمهور آن تنها و تنها کارگزار حلقه به گوش بالاسری اش است و عملاً حکومت کوتوله هاست. باید بگویم خیلی زود دوره تفکرات افراد برجسته ای مثل آیت الله مصباح و حجت الاسلام پناهیان درباره ولایت فقیه تمام شده است و امیدوار هستیم این بزرگواران ارائه نو و جدیدی از ولایت فقیه به جامعه بدهند در غیر این صورت این تفکر هرگز رأی نخواهد آورد. این درست است که ولایت فقیه فقط مال بالاشهری ها نیست ولی فقط مال پائین شهری ها هم نیست (+). از سوی دیگر این گروه نشان دادند که بسیاری از اصول گفتمان انقلاب را - علی رغم این که مدعی اش بودند - حمل نمی کنند و حتی دچار فراموشی نسبت به بیست سال گفتمان سازی خودشان شدند. مثلاً‌ دشمن شناسی درستی نداشتند. علیه جریان انحرافی سخنرانی کردند ولی یادشان رفت رئیس باند قدرت و ثروت و اشرافیت در مملکت را مورد عنایت قرار بدهند (در این مسیر گول رسانه های گروه اول را خوردند). یادشان رفت که اشرافیت علاوه بر اشرافیت سیاسی و مادی اشرافیت مذهبی است. نفهمیدند که مردم از تمام این اشرافیت ها بیزارند. حتی اگر یک حزب اللهی بخواهد خودش را بالاتر از مردم ببیند مردم فراری می شوند. شاید یادشان رفت که باید روشن کنیم ما حزب اللهی ها طبقه نیستیم بلکه نوکر مردمیم. امید مستضعفان جهان را به احمدی نژاد ندیدند و سعی نکردند حفظش کنند. امروز هم متأسفانه بعضاً تنها برای اثبات خودشان احمدی نژاد را می کوبند و عامل بی عرضگی هایشان معرفی اش می کنند.

این دو گروه متأسفانه خودشان را به عنوان تنها افراد درون دایره نظام معرفی می کردند و عملاً دست رهبری هم برای اصلاح مستقیم شان بسته بود که مردم با این کار عملاً‌ راه را برای این اصلاح درونی نظام - که تنها راه تداوم انقلاب است - برای رهبری باز کردند. (یادداشت حاج جواد آقای درویش در این باره شایسته توجه است +)

اما اگر مشایی تأیید صلاحیت می شد چه اتفاقی می افتاد؟ او احتمالاً با توجه به هوش بالای خودش و احمدی نژاد می توانست صحنه درستی از کشور ارائه بدهد و همان طور که پیش بینی کرده بود دزدگیر مدل 92 با تعداد بالایی رأی می آورد ولی ایراد کار آنجا بود که به نظر می رسد دولت در این صورت خود را حاکم مطلق العنان تمامی امور کشور دانسته و مهار کردن آن بسیار دشوار می شد. خیرخواهی امت حزب الله نادیده گرفته شده و عملاً در یک تقابل غیر اصیل احمدی نژاد در برابر حزب اللهی ها پیروز می شد. تقابلی که در آن صورت تا ابد ادامه پیدا می کرد و به خطرناک تر شدن هر دو طرف می انجامید. در حالی که امروز زمزمه شناخت درست احمدی نژاد به خوبی در میان امت حزب الله به گوش می رسد. از سوی دیگر دروغ های ساخته و پرداخته مدعیان مبنی بر ضدیت دولت با ولایت فقیه جای ادامه پیدا کردن می یافت و درگیری سختی پیش می آمد. همچنین هرگز انشقاق بوجود آمده در اثر طرح دروغ تقلب در میان مردم از بین نمی رفت و بلکه عمیق تر می شد و صداقت رهبری و نظام اسلامی بر جهانیان اثبات نمی شد (این مورد به نظر بسیار بسیار با اهمیت است). بعلاوه دیگر کشور تحمل اصطکاک سنگین بین نهادهای نظام را نداشت. باید آرامشی حاکم شود تا دوباره انقلابیون خود را پیدا کنند و بدبینی های بی مورد از بین برود که ان شاء الله اتفاق خواهد افتاد. (مطلب ویژه نامه اخیراً خمیر شده روزنامه ایران درک مترقی از ولایت فقیه را در دولت نشان می دهد +)

امروز اما حسن روحانی پیروز انتخابات شد. پیش بینی تنها کسی که درست از آب درآمد پیش بینی احمدی نژاد بود. او دو سال است که می گوید کلاهی از نمد زدن دولت برای اصولگرایان ساخته نمی شود و اصولگرایان عرضه تقابل ندارند و نهایتاً هاشمی برنده انتخابات آتی خواهد بود. هاشمی هم بعد از هشت سال باخت دیگر غرور سال های سازندگی را ندارد. با رأی ضعیف شب انتخاباتی اش خوب می داند که ماندن در قدرت بسیار کار مشکلی است. همچنین - ضمن احترام به تمام رأی دهندگان به آقای روحانی - رأی شکننده ایشان نتوانست گفتمان قوی ای را شکل بدهد که خدای ناکرده زمینه سوء استفاده را بالا ببرد. علاوه بر این حافظه تاریخی ما متأسفانه تنها و تنها با روی کار آمدن هاشمی امکان بازگشت داشت. حافظه تاریخی که نشان ما بدهد عاقبت دنیاگرایی نه تنها سازش با باندهای مفسد که سازش با امریکاست و به زودی مردم خواهند توانست صحنه را درست تشخیص بدهند. به زودی تهی بودن این مدعیان برنامه و اقتصاد از راهکار عملی روشن خواهد شد و خواهیم دید که حرفی جز سازش ندارند و زمزمه نمی گذارند نمی گذارندشان بلند خواهد شد. حرفی که برای ماندن در قدرت از همکنون مشغول سر دادنش شده اند +. البته باید به مردم و رئیس جمهور جدید فرصت داد که حتماً خواهیم داد.

نهایتاً‌ باز هم به نظر می رسد که خدای متعال همان طور که با آمدن خاتمی دست انقلاب را گرفت و راه را برای آمدن انقلابی های واقعی باز کرد امروز هم چنین اتفاقی افتاده است. الحمد لله علی ما هدینا ...

    نویسنده: محمد مهدی میرزایی پور     -