به نام خدا

گفتار اول: دوباره آقای خاتمی وارد شدند. با همان صحبت های پیشین. مهم ترین مسائل مطروحه توسط ایشان عبارت است از مردم سالاری، آزادی بیان و رفع تنش های جهانی.
همیشه وقتی می خواهیم  به کسی رای بدهیم به این فکر کنیم: او برای اسلام برنامه دارد یا برای ایران؟
آقای خاتمی باید به اطرافیانتان توجه کنید. دیگر کسی به مجاهدین خلق نباید منافق بگوید. چرا که دیگر عراقی ها هم می دانند آن ها دشمن هستند! هر زمانی منافقان خودش را دارد. منافق به کسی می گویند که می گوید امام خمینی لیبرال دموکرات مسلمان بود!
می گویند مهندس بازرگان وقتی استعفا داد گفت: من اسلام را برای ایران می خواستم و آقای خمینی ایران را برای اسلام. راست گفت پیرمرد.
فکر کنید که آقای خاتمی از این آیه چه می داند: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ» (سوره ی مبارکه ی تحریم - آیه ی 9)
راستی آقای موسوی شما فقط امام را رهبر می دانستید یا ولی فقیه هم می دانستید؟

همچنین ببینید:
خاتمی: در دولت اصلاحات پرونده ی ایران به شورای امنیت نرفته بود.
خاتمی در شیراز: باید سعی کنیم در جهت رفع تهدیدها حرکت کنیم.
سخنرانی میرحسین موسوی بدون اشاره ای به ولایت فقیه ...




گفتار دوم: برخورد سیاسی افرادی مانند آقای هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی و میرحسین موسوی و امثالهم تدوین راهکار و سیاست و برنامه و راهبرد و از این طور مسائل است و تاکیدشان روی این طور مسائل است. آنقدر روی این ها متمرکز می شوند که گاهی ممکن است هدف را گم کنند. این انحراف تدریجی است که خطرناک است. شاید خطرناک ترین انحراف همین باشد.
ولی کسی مثل آقای احمدی نژاد درست نقطه ی مقابل این حرف هاست. فقط با آرمان ها کار دارد و گاهی دیگر کاری با روش درست رسیدن و طمانینه ی لازم برای نیل به آرمان ها ندارد. (البته در حالت خوش بینانه اش!)
ای کاش می شد یک کسی می آمد که ...

همچنین ببینید:
محسن رضایی: توسعه كشور، بزرگ‌ترین دغدغه کشور
یک پیش بینی برای نتیجه ی انتخابات

یا علی